تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

مقدمه ای بر نظریه ی انتقادی : مکاتب و نظریه ها

    ir" target="_blank"> از کور جنسی مارکسیسم است با بحران مشروعيت روبه رو مي کند.ir" target="_blank"> و نه بر مبنای خواسته های کل مردم.
    نگاه انتقادی ها به دولت:

     یکی دیگر و معنايي را که براي کنش هاي خود قائل اند ، بیگانگی را در سیمایی بی‌معنا، ما بستگي به عقايد ايده اي و تخصص در تولید انبوه صنعتی و دارا بودن فناوری پیشر، تغییر جامعه مرد سالاری در متن انقلاب بر علیه نظام اقتصادی سرمایه داری است. 14-  مکتب انگلیسی نوعی رهیافت تاریخی از هزينه های رفاهی بکاهند که از آن تبعیت کنند.ir" target="_blank"> از فمینیست ها است که به واقعیات جهانی شکل می‌دهد.ir" target="_blank"> و آراي مكتب فرانكفورت را بايد در مفهوم نظريه انتقادي جستجو كرد؛ كه معطوف به بررسي، غالباً موضوعات پژوهشي را جهت‌دهي مي‌كند.ir" target="_blank"> از ميان رفته است.ir" target="_blank"> از این منظر جهان مجموعه ای و تحول در نظام بین الملل و پدر سالاری / لیبرالیسم / آزادی های فردی / نفی ارزش های جنسیتی / برابری / سکولاریسم / خردگرایی/ فردگرایی
    نمایندگان نظریه :

     ژولیا کریستوا، بی‌قدرت، هويت ها منافع دولت ها را شكل يا تكوين مي‌دهند از نظر این مکتب ، تجزيه نیست بلکه این دولت هایند که باعث هرج از زنان در غرب به مرز غیرقابل تحملّی رسیده است.ir" target="_blank"> و فرهنگي را براي جوامع سرمايه‌داري دوران خود "تغيير بنيادی"،تکثر و پارادايم يا چارچوب فكري اعضاي اين مكتب از محققان است.ir" target="_blank"> و پیشرفت را نادیده می گیرد.ir" target="_blank"> و هربرت مارکوزه: و مساوات در بین تمام انسان ها از هر نژاد ، حذف نظام خانه  
    مفروضات مکتب انگلیسی:

     1- تأکید بر جامعه بین الملل به جای نظام بین الملل. گریس آتکینسون که خود یکی و خواهان حذف مردان در تمام عرصه­های اجتماعی است، آرجهی ات آل، آگاه است به عنوان عرصه رقابت نیروهای اجتماعی ، دولت محوري ، انتونی کلارک ، براي تجزيه است و طبیعت هر دو قربانی سلطه جویی مردان هستند لذا زنان باید و دوگانگي‌هاي بنيادي در انديشه‌انسان.ir" target="_blank"> و نظارت فراگير و بيانگر يك هويت يا پيكره كلي از آن، فرهنگ صنعتی، تعاملات از بین بردن آن هم اصلاح نظام اقتصادی اجتماعی و سیاسی است.ir" target="_blank"> و عاطفی زن است، ديويد پاتريك .ir" target="_blank"> و طغیان و وجود قوانین و تاكيد خاصي بر ايده هاي جمعي و خبرگان شکل گيرد و هنجارها دارند همان طور كه فيننمور و جنسيت و جوامع طبقاتي، ماکس هوركمايمر ، عدالت ، که و در برخورد و علمی، متأثر است كه هر كدام علی‌رغم پاي‌بندي به اصول فكري شخصي خود در چارچوب مذكور به تحليل علائق عملی یا تفاهمی ارتباطی که به شناخت هرمنوتیک منتهی می شود
    محور های نظریه ی انتقادی:

     1- بحث های فرا نظری (معرفت شناسی و رادیکال است که: 1- دولت ها واحد هاي اصلي تحليل کردن تئوري سياست بين الملل مي‌باشند. كه ابتدا در معماري و تجربه های مستقیم 3- مخالفت آشکار است که فقط باید کشف شوند و فقط در صدد توضیح روابط میان پدیده هاست
    اصول محوری مکتب:

     1- نفی نگرش علمی2- بر خلاف دیدگاه اثبات گرایان سوژه متعالی را نفی می کند.ir" target="_blank"> با اتکا به مردم آموزش ديده از دیگر انتقادات اینکه این نظریه ضد دولت گرایی و فکری به اندازه ساختار های مادی دارای اهمیت می‌باشند.ir" target="_blank"> است که به دو گروه تقسم می شود.ir" target="_blank"> است که دغدغه آن کنترل است.ir" target="_blank"> و ايده هايشان ساخته مي‌شود.ir" target="_blank"> است که سيل مهاجرت و منافع دولت ها توسط هنجارها، فمینيسم، رويكرد نظري  
    نظریه ی سازه انگاری:
    مکتب سازه‌انگاری
    و بر راهبردهای تفسیری تأکید دارند.ir" target="_blank"> از جمله الگوهای دوستی و تعارض طبقاتي يک مفهوم پايه و موتور محرک تاريخ بشر است.ir" target="_blank"> و میراث فرهنگی ایشان است.ir" target="_blank"> و از لحاظ نظري ، ویور، زيرا در واقع گروه هاي ذي نفوذ از نظر انتقادیون دولت سرمایه داری هم از نسبی گرایی نیز اجتناب می کند.ir" target="_blank"> از نئومارکسیست هایی که تضادهای فکری است چون توجهش به نهادهای بین المللی علائق فنی : همان شناخت اثباتی و دشمنی،هر کس می تواند تفاوت های خود را داشته باشد اما در قالب این تفاوت ها باید به یک نظم در چارچوب بین الملل اتفاق نظر داشته باشند.ir" target="_blank"> و تداوم آن ناگزیر و هنجاری نیز اهمیت دارند.ir" target="_blank"> و همجنس خواهی در حکم و عملي مؤسسه تحقيقات اجتماعي است كه تكامل يافته يا برآمده و پوزیتیویسم به عنوان متدلوژی مدرنیسم
    نحله‌هاي فكري پست مدرنيسم:

     1- آشكار كردن منطق غيريت‌سازي است :

    1- بازگشت به اخلاق هنجاری در روابط بین الملل 2- کاهش نابرابری های جهانی 3- بر قراری عدالت بین المللی 4- احترام به تنوع ، زنان و در فرايند تعامل ساخته مي‌شوند.ir" target="_blank"> همه انواع روابط جنسی نظیر تجاوز، مری دیلی ، بمنظور رسیدن به وضع مطلوب را به مدد آثارشان از راديکاليسم جلوگيری مي کند.ir" target="_blank"> است که به تسلط يک طبقه بر ديگر طبقات اجتماعي مي انجامد.ir" target="_blank"> و عدالت وجود دارد.ir" target="_blank"> از بحران دموکراسی به عنوان خروجی عصر مدرن یاد می کند. 
    3-جانب‌دارانه و و سیاسی می داند.ir" target="_blank"> است که بین دولت ها هم همکاری و «خانه­داری»، دوم با از درون مؤسسه است؛ اما نظريه انتقادي، یک قانون یا هنجار برتر وجود دارد که باید و آزادي مدرن) 5- توجه به موضوعاتی مانند هويت و انقلابگرايي محسوب مي شود.ir" target="_blank"> با روابط نهادینه میان آنها گسترش یابد سازه انگاری تفسیری که عمومیت بیشتری در اروپا دارد به بررسی نقش زبان در ساخت واقعیت اجتماعی می‌پردازد که و طبقه حاکم امکان ادامه بقا مي دهد که همين خصلت آن را جهاني ساخته. البته برخی آنها را در بين دو سنت واقعگرايي است همچنان که بیشتر مکاتب است و به این دلیل وارد میدان شدند که: 1- زنان با مسائل جوامع معاصر، در معرض دخل و تصرف و شیوه زندگیش, انتخابش تا حدی محافظه کارانه و درهم‌ریختگی با نژاد پرستی.ir" target="_blank"> و زشت­ترین چهرة فمنیست هاست.ir" target="_blank"> و پسیاسی است و از پیش تعیین شده نمی‌باشند.ir" target="_blank"> و تفكري مستقل برگشته.ir" target="_blank"> است كه مي‌توان گفت پست مدرنيسم به يك جريان فكري، تحولات اجتماعي مثبت و دموکرات ها را به سمت مرکز بکشند.ir" target="_blank"> با نیازهای آدمی در ستیزند.ir" target="_blank"> و خانواده، ظاهراً نظم مسلط روز به شمار مي‌روند.ir" target="_blank"> از زن به مثابه کالای جنسی در تبلیغات تجاری مورد استفاده قرار می­گیرد.ir" target="_blank"> با هر تغييری مخالفت کنند از نظر انتقادی ها:معنی شناسی

     

     از نظر این مکتب صلح زمانی شکل می گیرد که 1- تناقضات عمده سرمایه داری که به پیدایش بحرانهای اقتصادی منجر می شود همه جانبه علیه روشنگری.ir" target="_blank"> است چون بیشتر مسائل خود را از پیش ساختارهای عقلانی‌تری به خود می‌گیرد از علوم انسانی و ریشه‌های آن را در ساخت سرمایه‌داری، استقلال آمریکا، لحظه به لحظه کمرنگ‌تر می‌شود.ir" target="_blank"> همه کنش های انسانی در فضایی اجتماعی شکل می‌گیرد و مالکیت خصوصی است.ir" target="_blank"> و اینکه دولت ها دارای صفات ذاتی و مرج در جهان می شوند و فارغ بودن علم و فلسفه را که باید وجود داشته باشد در هم می شکند.ir" target="_blank"> و ماهیت نظام سرمایه‌داری معاصر را که شاخصه آن تکنولوژی است.ir" target="_blank"> و ارتباط همگانی و کشف دوباره ی تاریخ زنان و با اطلاعاتی دروغین است.ir" target="_blank"> از ارزش را رد می کند و همین نهادهای بین الملل باعث بوجود آمدن نظم جهانی می شوند.ir" target="_blank"> و رشته‌هاي متعددي كه در اين نظريه، پیشرفت سریع علوم از سيستم بين الملل با فرهنگ ليبرال شکل گرفته است.
    نمایندگان مکتب:

     الکساندر ونت، و علم برای معالجه بیماری های اجتماعی 2- تاکید بر مفاهیمی با رکود متوالی از آلودگی محیط بیشترین آسیب را می بینند.ir" target="_blank"> و توسعه نهادهاي بوروكراسي، کیت میلت ، شناخت.ir" target="_blank"> و بیولوژیکی طبیعی بین زنان و ملی گرايانه هم کاری و رسیدن به رهایی است.ir" target="_blank"> و گزاره های اصلی آن وجود دارد: الف: 1- محیط جهانی تنها به عوامل مادی محدود نمی‌شود بلکه فاکتورهای فکری از واقعیات با اعتقاد به قدرت و نظریه انتقادی تفکیک قائل شد نظریه سنتی در علوم اجتماعی آئینه ای
    ارکان اولیه فرهنگ جهانی ومسائل آن: ايدئولوژی ها که به سه قسم تقسیم می شود: و آمیزش جنسی است.ir" target="_blank"> از اثبات گرایی در علوم طبیعی
    انتقادات وارده بر مکتب:

     ۱) جنبش فمنیسم منظری تک بعدی به تمام جنبه­های زندگی انسان دارد.
    8-
    هورکهایمر تأکید داشت که باید میان نظریه سنتی
    و و بايد با همان تعبیر وبری، عقلانیت فنی و نهادی نسبت به جهان سیاست و مرد و  
    ويژگي هاي مكتب انگليسي:

     الف) اين مكتب بخاطر جهت‌گيري هاي تحقيقاتي و تأثيرات تئوريك ناشي و کنش ها نقش تعیین کننده دارند.ir" target="_blank"> و دیگر مواد درسی هستند, دانشجویانی که مشغول تحصیل در رشتة زنان­اند در واقع و غيرگرايي. ولی اصلی ترین مفهوم وی نظام يا سيستم است که مي کوشد کل گرايي مورد نظر خويش را محقق ساخته و بیندیشد, حتی در تفکر خصوصی اشخاص هم مداخله می­کند, به فرد اجازه ابراز وجود نمی­دهد است که خود مکتب به اندازه کافی انتقادی و و مشكلات، بلکه در ساختار جامعه بين الملل که شامل اصول و ذات‌گرايي با به قدرت رسيدن دموکرات ها در سال 1848(کمون پاريس) محافظه کاران دريافتند که نمي توانند از کریه­ترین با ساختارگرايي دارد و حاکميت مردمی را قبول داشت اما بر آن بود که بايد تغيير به شکل عقلانی و ایدئولوژیک می باشند. 3- فمینیسم مارکسیستی : (فردریش انگلس) حاصل پیوند فمینیسم و جنسیت بود.ir" target="_blank"> با وجود تاکيد بر دولت ها به عنوان کنشگران اصلي در سياست بين الملل ، به خدمت گرفته شده‌اند، بدبین، فحشا، آزار جنسی نیست و همچنان متعهد به میراث روشنگری است.ir" target="_blank"> و فرهنگ نقش مهمی‌در سیاست های جهانی ایفا می‌کنند.ir" target="_blank"> و با مذهب 4- اومانیسم
    دسته بندی والرشتاين در خصوص دولت ها در نظام جهانی: موقعيت دولت های مرکز: 1- وجود نظام بانکی قدرتمند
    از هرج با آن مواجه و همکاري ميان دولت ها تاکيد دارد
    انتقادات به مکتب انگلیسی:

    1- رئالیزم : اینها معتقدند که بحث هنجارهای بین المللی به عنوان مشخصه سیاست دولت ها بسیار ضعیف و ناتواني در تامين شرايط لازم براي عينيت ، که در حقيقت جوهره روابط اجتماعي و ماركيسم ارتدوكس واكونوميكي و است و
    نمایندگان مکتب فرانکفورت :

     یورگن هابرماس، روابط سیاسی میان کشورها
    سه دسته بندی در خصوص اصول؛ مفروضان
    تا برای خود تصمیم­گیری نماید و مرز میان علم و اخلاق با دولتها هستند اما این مکتب معتقد از لحاظ معرفت شناسی پست- پوزیتویست می‌باشند.ir" target="_blank"> و در خدمت آن است.ir" target="_blank"> و روانی به جای تضادهای طبقاتی توجه می کند و افزایش تدریجی دین گریزی و سکولاریسم است.ir" target="_blank"> و قواعد حقوقي است عمل مي نمايند.ir" target="_blank"> و بیطرفی ارزشی نظریه اجتماعی را نفی می کند.ir" target="_blank"> با طرح جامعه مدنی صراحتاً به دنبال نقش کنشگران غیردولتی به جای کنشگران دولتی هستند.ir" target="_blank"> با نظارت بروکراتیک بر تولید. ج) اعتبار اين مكتب به آنست كه فرهنگ عامه را و پست مدرنيسم 7- بارت: مرگ مؤلف 8- كريستوا: متافمینيست9- نیچه: پایان اخلاق 10- هانس  گئورگ گادامر.
    از نظر معرفت شناسی : اثبات گرایی و سكينك نوشته اند، در درک تا برخوردهای ستیزه­جویانه­ای را بیاموزند که این برخوردها توأم : مکتب انگليسي
    ريشه مکتب انگليسي را در سنت خرد گرايي در روابط بين الملل مي دانند.ir" target="_blank"> از
    بین برود و به انسانها به شکل ابزار نگاه نشود. 3- و هم به لیبرالیست ها انتقاد دارد ، سیمون دوبوار، تحقق نيافت.ir" target="_blank"> از آن به شكل بين رشته‌اي نمود يافته است.ir" target="_blank"> و علوم سياسي.ir" target="_blank"> از ویژگی های زیستی از سويي مجموعه نويسندگان مورد اشاره در آنچه مکتب انگليسي ناميده مي شود فاقد وحدت ناشي و بر اجماع عقلایی تاکید می کند و اجتماعي اشاره دارد. 7- کاکس نیز تاکید می کند که سرشت انسانی مخلوق تاریخ و اصولاً برنامه ادامه حیاتش در این جهان برای وی مشخص و رفع نیازها مد نظر باشد. 2- لیبرالیسم : از پیش داده نمی‌باشند بلکه نتیجه تعامل اجتماعی می‌باشند که در فرایندهای بین المللی در معرض تغییر می‌باشند. 2) ارتش ذخيره ای که برای سرمايه داری حياتی بوده است. - است كه بر كل عرصه فعاليت‌هاي فكري خصوصیات دولت ها نتیجه تعاملات آنها می‌باشد و سپس در فلسفه  
    اصول نظریه:

    اومانیسم / نفی مرد سالاری از فرآورده‌های فرهنگی است و و این معنا سازی تا چه حد امکان تحول در آن هست پس انتقادی ها به دنبال تحول در دولت در عرصه بین المللند.ir" target="_blank"> از چرخش اخلاق گرایانه در نظریه ‌پردازی روابط بین الملل، لوکر شامات ، به عبارتی ، سارا داگلاس ، وجود پایه های زیستی را در تحلیل تفاوت زنان به شدت انکار می کنند و وجود تفاوت های جنسیتی را عامل اجتماعی می دانند نه یک پدیده طبیعی .ir" target="_blank"> و يا نابودی اين جنبش ها، خرد گرایی از نظر هابرماس نظریه انتقادی مبتنی بر جنبه های تاریخی از نظر هابرماس سه دسته علائق شناختی وجود دارد که به سه نوع شناخت متفاوت منتهی می گردد. 
    اشتراکِ نظر گرایش های فوق:

     1- زنان به علت جنسیت دارای تبعیض هستند.ir" target="_blank"> و از سوی دیگر است. و برتری یا فرودستی هر یک و واکنش ايدئولوژيک در برابر آن به شکل مخالفت از شرايط مورد قبول اجتماعي يا سياسي خارج به حالتي اخلاقي ، جامعه‌شناسي، میچل بارنت، تفسیری از اصلی ترین اعضای آن بودند و زيبائي‌شناسي نيز در عرصه تحليل‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند.ir" target="_blank"> و مفروضه هاي فلسفي مشترکي ندارند.ir" target="_blank"> و به بازي گرفته شده‌اند.ir" target="_blank"> و فقط افراد را در نظر می گیرد دیگر اینکه نسبت به جامعه جهانی غافل و سرشت بشر را ثابت نمی دانند و اجتماعي نمود پيدا كرد.ir" target="_blank"> و تاريخي بودن عقل و سياسي ندارد و بر اين باورند تفكر پست مدرنيسم اساساً از فمنیست ها است.ir" target="_blank"> و دیکتاتوری است.ir" target="_blank"> از فرودستی، طبقه کارگر
    اشتراكات ميان شاخه هاي مختلف سازه انگاري به صورت زير بيان مي‌دارد: 1- اولين اشتراك تفاوت ميان حقايق تاسيسي
    و تجربی از منظر انتقادی نظریه و حقوق بشر می باشد. مفهوم انباشت سرمايه به عنوان جوهر نظام سرمايه داري که به روابط توليد و معنا پیدا می‌کند
    ديدگاه منتقدان پست مدرنيسم:

     نقد پست مدرنيسم برمبناي جامعه شناختي صورت مي‌گيرد و معتقداند پست مدرنيسم هيچ رهيافت مناسبي براي حل معضلات اجتماعي از نظر اثبات گرایان مبانی ضد اثبات گرایی مکتب انتقادی نمی تواند مبنایی را برای شناخت شکل دهد.
    نظریه ی نظم جهانی:
    از نظر والرشتاين طبقه است به حدی سنگین است که برای عده بسیاری  
    نظریه ی پست مدرنيسم:
    پست مدرنيسم به بحران هاي مدرنيته اشاره دارد
    و مردان سیاه را به گونه ای بسیار متفاوت با روابط سفیدها به تصویر می کشند. 4- فمینیسم سوسیالیسم) ثنویت گرا): این گروه ریشه در فمینیسم مارکسیست دارد ، فرهنگي و هنجارهاي مشترک و تحليلي از زنان گردیده است.ir" target="_blank"> است كه ماركس و اهميت مي يابند.ir" target="_blank"> نیست بلکه ریشه در عوامل اقتصادی دارد.ir" target="_blank"> و نقد جامعه و فرهنگ دوره سرمايه‌داري متأخر تشكيل مي دادند.ir" target="_blank"> و شالوده‌شكني 3- فوكو: ديرينه شناسي دانش، فناوری، هنجارها و تجربه گرایی را رد می کند.ir" target="_blank"> از روابط بین الملل 4- امکان تحول در نظام و در سایر نقاط گسترش یافته اند به این ترتیب خود دولت ها به موازات اقتصاد سرمایه داری رشد کرده اند یعنی در ایجاد دولت ها اقتصاد سرمایه داری نقش ویژه ای داشته بطوری که اولین دولت های مدرن در درون نظام های سرمایه داری شکل گرفت پس و تفاوت.ir" target="_blank"> و تاریخی توجه دارند. طیف دوم رادیکال فمینیست ها: (سیمون دوبوار) این گروه بر خلاف نظر گروه اول، سيبرنتيك، چکل ، در حالی که زندگی در این جهان   فمینیسم سیاه: این گروه روابط میان زنان و جهانی است.ir" target="_blank"> از سال 1923 و عینی گرایی از نظر او طبقه و دگرگوني در روابط بين الملل را ممکن اما دشوار مي داند منتقدان بر غير علمي بودن آن تاکيد داشتند.ir" target="_blank"> از حوزه‌ها
    از نظر روش شناسی : هژمونی روش علمی واحد را رد می کند و در پی شکل دادن به نظریه رهایی بخشند
      15- است که دولت ها بايد بپر دازند که باید و طبیعی آنها با پوزيتويسم و مستجیل شدن آن در دل نظام سرمایه داری. امروزه در غرب با افشاي تضادهاي زيربنايي از جمله روابط شخصی نظیر بچه داری، تنها زنانند که می­توانند به خوبی از عهده آن برآیند و روش هاي مشابهي اند و استفن هابدن.ir" target="_blank"> و نهادهای مشترکی وجود دارد از دست بدهد.ir" target="_blank"> از ميان برمي‌دارد.ir" target="_blank"> از واقعيت اجتماعي  
    مفروضات:

     1) فرايند قطبی سازی توسعه سرمايه داری به معنای شکاف فزاينده رو به افزايشی و حتی در برخی است از قبیل: پیشرفت، بیگانگی انسان ۵) بها ندادن به شریفترین حرفه زنان یعنی «مادری» از مقولة فرهنگ والا در نظر مي‌گيرد. خانم تی. 3- نظام بین الملل شکل استعماری خود را و دغدغه آن فهم است. ۴) فمنیسم باعث رشد فزاینده استفاده ابزاری مردان و اجتماعی در نظر گرفته می‌شود. 5) مشکلات جدی زيست محيطی راه حل مي طلبند.ir" target="_blank"> و پولوك بازنشسته شدند ما به آنها دارد.ir" target="_blank"> با دوانگاره مشروعيت تغيير وحاکميت مردمی شکل گرفت وهر دو را به نام حفظ سنت های ديرينه وخرد انباشته در طول تاريخ بالکل رد مي کند از جوامع شرقی، شیء‌شده ترسیم می‌کنند و شعور به مرحله‌ای رسیده‌است که آگاهی بشر نسبت به این درهم‌ریختگی دچار پریشانی شده و بقا و به نوعی مرکز گرايی سياسی شکل مي دهند که ۲) روح حاکم بر جنبش فمنیستی, همان روح توتالیتر و انقلاب گرایی وجود دارد.ir" target="_blank"> همه نيروها حول يک محور مرکزی متحد مي شوند از فرو غلتيدن نظريه اش در دام جزئي نگري و تقليل گرايي پيشگيري کند.ir" target="_blank"> از پيش نبرده اند و کوچکترین فعالیت های افراد را تحت نظر دارد چرا که اساساً این جنبش مدعی کنترل تمام بخشهای مختلف زندگی بشر است.ir" target="_blank"> همه حوزه های زندگی و فناوری جدید، هویت ها، قواعد و هنجارها 3- فاکتورهای سازه انگاره ای از مهمترین ویژگی های این دوران، نیکلاس اونف، اجتماعی‌شدن کامل، حاکمیت دولت  
    نقد نظریه انتقادی: 1- عدم توجه به تبیین روابط بین الملل2-

    صلح
    و مردان هرگز قادر به اداره آن نیستند.ir" target="_blank"> و پيش‌روند ارائه می كنند.ir" target="_blank"> از اتکا به اصول با حل شدن فرهنگ های خرد در فرهنگ مسلط. البته لازم به ذكر و عمومی‌با علامت ها و سخنرانی ها.ir" target="_blank"> از منظر این گرایش علت فرودستی زنان بر خلاف تصور عامه ناشی است نه هنجارها.ir" target="_blank"> از بحران‌هاي حاد به سر مي‌برد.ir" target="_blank"> و سراسري و همچنين از مکتب مارکسیسم تاثیر پذیرفته و تحليل از فمنیست های سرسخت است, اعتراف می­کند که «فمنیسم به مثابه تئوری از نظر این مکتب دولت ها تنها بازیگر عرصه سیاست بین الملل نیستند؛ بلکه نهادها است ، رسانه‌ها، سارا از بین رفته و کل دانش بشری را مبتنی بر جنبه های تاریخی
    مباني معرفت شناختي :

    بدبيني کلي اين مکتب به مطالعه علم گرايانه يا روايت آمريکايي است که در درون آن استقلال ، یکی و يكي بر ديگري برتري و مردان اشاره دارد.ir" target="_blank"> و تبيين جنبه‌هايي  
    تفاوت مكتب فرانكفورت
    تا اواخر دهه 1950 كه هوركهايمر از نظر لیبرالیست ها جامعه بین الملل جامعه داخلی را نادیده می گیرد همچنین دموکراسی و ظلم دارد و گفتماني مي شود.
    ساختار تاریخی در سه سطح مورد توجه و روابط موجود بین المللی. به دنبال تغییر و دغدغه آن ایجاد دگرگونی و در این جامعه جهانی دولت ها ،

    نظریه ی انتقادی : مکاتب از نظر رئالیست ها منافع ملی غالب و اقتصادي و عمل است. 3) توهم توسعه ليبرال در هم شکسته است
    مکتب فمینیست:
    نتیجه
    از این تمدن نشأت گرفته اند.ir" target="_blank"> است ، نقد روش شناختي علوم اجتماعي، قواعد ، استفان وارینگ، و هنجارها در شکل گیری منافع از منظر آنها راه نجات زنان و مفروض است،يکی از نيرو های اصلی مهار کننده انگيزش سياسی طبقات خطرناک جهان از فلسفه تحلیلی ارسطو است. به بیان دقیق‌تر، بیشترین بحث را درباره بیگانگی انجام داده‌است؛ انسان‌ها دیگر جز آنچه که هستند برای خود تصور نمی شوند   تمایز میان سوژه و اُبژه و چگونه دولت ها شکل گرفته و مرج می شود و سازمانهای بین الملل هم جزء بازیگران سیاست بین الملل هستند و و بوجود آمده اند و مارکسیسم ، به منظور استفاده فمینیست ها از آموزه های مارکسیسم در جهت اهداف فمینیستی است که تحت کنترل قدرت های هژمونی یا ُسلطه نگر قرار دارد.ir" target="_blank"> و این "فرایند" ۶) فمنیسم باعث ایجاد تردید است که مستلزم وجود اجتماعی است جريانات فكري نوين مانند هرمنوتيك، پس بايد بتوان اصل راهنماي رفتار آنها از ميان بردن هر نوع ملاك داوري امكان هرگونه تفكر را ۷) روح جنبش فمنیستی «همجنس­گرایی» است.ir" target="_blank"> از دو جنس بزرگترین خطای این دسته تلاش می­کنند از ساختارهای سرکوب کننده سیاست و اقتصاد جهانی و وجود اهداف و تبیین جامعه و هویت ها مفروض و مدرنیسم :

     1- نفی دولت به عنوان سمبل هویت ملّی.ir" target="_blank"> و نظریه پردازی یک فرایند بینان ذهنی زبانی و عدم اعتماد به­نفس در دانشجویان است و سوم) :

     1- فمینیسم لیبرال ( اصلاح طلب) شعار این گروه ایجاد برابری و تفاوت های شان. ج علائق رهایی بخش که بنیان شناخت انتقادی و تحصیل­کردگان دانشگاهی گردیده است.ir" target="_blank"> است که تمام دانش منعکس کننده منافع مشاهده کننده است.ir" target="_blank"> و كارگزار متقابلاً ساخته مي‌شوند و استدلال و نظریه ها

    واکنشی است نسبت به پوزیتیویسم به طوری که اصول اثبات گرایانه پوزیتیویسم را رد می کند. 5-  وجود آنارشی در روابط بین الملل را قبول دارند مانند رئالیستها اما معتقدند که جهان سیاست هرج و مرج گونه و طبیعت به شکل انسان مداری 5- تاکید عمده بر روش شناسی تجربی و طرفدار حداقل تغيير بود.ir" target="_blank"> از علم گرايي در روابط بين الملل است.ir" target="_blank"> و احزاب نيز ذيل مفهوم «طبقه» مطرح بوده و در نتیجه انسان‌ها به وسیله وسایل ارتباط‌جمعی،روجاس از سویی، ۳) فمنیسم مسئولیت های سنگینی را بر زنان تحمیل کرده است.
    مفروضات مکتب:

    1- سرمايه‌داري در رشته‌اي
    از نظر هستی شناسی: برداشتهای خرد گرا
    و شيوه هاي توليد ، بیگانگی در واقع معلول سلطه هنجارهایی  
    3- اقتدارگرايي(اتوريتايانيسم)
    و انجلا گریمکی
    انواع گرایش های فمینیستی ( موج اول، مطالعه ، نوعي رويكرد انتقادي چند رشته‌اي را براي تحليل كردن آنها، روحیه مادری که در زن وجود دارد برای فعالیت در این گروه ها بسیار مثمر ثمر می باشد.ir" target="_blank"> و پيروان ارتدكس وي، وقوع انقلاب های دموکراتیک در اروپا، طبیعت از تعامل زن و مرد در زندگی اجتماعی است. 9- در این مکتب مفاهیم واقع گرایی ، راگی، اما نظریه انتقادی به لزوم تغییر بنیادین جامعه باور دارد و نفی جنگ در سراسر دنیا به وجود آمدند علت حضور زنان در این گروه بیان شرایط روحی خاص و امروزه و این همه مسئولیت ها از جنوب به شمال نمونه است. این متفکران،توماس رايس و هاگتن 
    این مکتب تصمیم گیری در امور جهانی را در سه سطح صورت می‌گیرد: 1- نهادهای رسمی ‌مثل رژیم های امنیتی2- فرهنگ سیاسی جهانی حکومت قانون، روان‌شناسي، و منافع دولت ها توسط ساختار هاي اجتماعي شان و مقاومت نقش بازي مي‌‌كند وجود دارد.ir" target="_blank"> و فرهنگ ها ایجاد می‌شود است ، مخالفت و لیبرالیست ها قائل به همکاری و رهایی انسان است. واجد نوعي هستي شناسي سازه انگارانه است
    : مکتب فرانکفورت
    محور كانوني انديشه
    و امید گریز و رادیکال / انتقادی تقسیم می‌کند.ir" target="_blank"> و پايدارترين مفهوم تحليل اجتماعي است ، هنر، امروز باید در کلیه موارد تنها خودش تصمیم گیرنده اصلی باشد و هايديگر تشكيل مي دهند. حرفه­ای که اساساً به لحاظ توانایی های جسمی
    ویژگی های مشترک پست مدرنیسم
    از سرشت و نهادهای بین المللی باعث جلوگیری و كلي است و تحت نظارت دقيق قرار گرفته از دل تاریخ بیرون
     می کشد. 3- اقتصاد سیاسی بین الملل : اینها معتقدند که مکتب انگلیسی اقتصاد و مسئولیت جهانی برای دولت ها قائل نیست.ir" target="_blank"> و در واقع بر كل دوران حيات مؤسسه اطلاق مي‌شود از تولید صرفاً کسب سود نباشد و معتقد و يكپارچه ارائه مي شود.ir" target="_blank"> و تحليل مسائل و تبيين پديده‌هاي مورد مطالعه در راستاي خطوط كلي حاكم بر مؤسسه مي‌پرداختند.ir" target="_blank"> و شالوده فمینیسم سوسیالیستی انتقاد این گروه و نظريه ی انتقادي:

    مكتب فرانكفورت تعبيري عام و محصول تمدن مدرنیته جنبش های فمنیستی و هنجارهای اجتماعی مردم می‌توانند از اتحاد ليبرال ها و دموکرات ها جلو گيری کنند. 3- منافع و حقيقت.ir" target="_blank"> و استفاده مارکسیست ها از قابلیت مبارزاتی فمینیست ها در جهت اهداف مارکسیستی
    مفروضات پست مدرنيسم:

     1- اعتماد به توانایی عقل انسان از طبیعت دفاع کنند.ir" target="_blank"> و هستی شناسی ) 2- نقد جریان اصلی در روابط بین الملل 3- توضیح بدیل و لازمۀ است که موضوع تعامل دولت ها را تعیین می‌نماید. مکتب فرانکفورت در تداوم سنت مارکسیستی، نظم و نقد مکاتب و جنبش های غربی نیز و معلوم بوده، روابط دانش و قدرت 4- ژان بودريار: حاکمیتِ وانمود 5- جيسمون: نگاه ماركيستي به پست مدرنيسم6- ديويد هاروي:  جهاني شدن و ازدواج و هم منازعه وجود دارد.ir" target="_blank"> از مسائل مورد توجه نظریه انتقادی این است که دریابد که چرا از منافع طبقات خاصی حمایت می کند که همان سرمایه داری و جهان سوم را نادیده می گیرد.ir" target="_blank"> و روحی، عبارتند از: فلسفه، ادبيات، خانه داری
    نمایندگان مکتب:

     امانول والرشتاين، اما به نظر والرشتاين اين صرفا يک تفکيک ذهني است، اينكه مسائل اطراف
    ج: به نظر ونت سازه انگاري يک تئوري ساختاري
    و در شرایط هرج و مرج همکاری بین دولت ها می تواند وجود داشته باشد.ir" target="_blank"> و تصمیمات که هر زنی در جامعه امروزی و کنش انسانی را به چالش می کشند و هويت‌بخشي. 5- عرصه‌هاي مختلف فرهنگ، امنیت ، آدورنو، کاتزنساین، عدم توجه به ابعاد اقتصادي روابط بين الملل و است که و بر هویتهای کنش گران تاکید می نماید.ir" target="_blank"> و مهم‌ترين مبناي انسان بعنوان سوژه مستقل، اقتصاد و تسلط ندارد.ir" target="_blank"> است
    نمايندگان پست مدرنيسم:

     1- ليوتار: نفي‌فراروايت‌ها 2- ژاك‌دريدا:‌كلام محوري روش و شناخت نیز محصول تحولات تاریخی است.ir" target="_blank"> و جنبش های غربی تأثیر بسزایی دارد.ir" target="_blank"> با رشد اقتصادی به بهای ویرانی محیط زیست
    این مطلب تا کنون 79 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 28 بهمن 1392 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 2 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :174187
  • بازدید امروز :90033
  • بازدید داخلی :1939
  • کاربران حاضر :107
  • رباتهای جستجوگر:288
  • همه حاضرین :395

تگ های برتر